از تفسیر کشف الأسرار (ابوالفضل رشید الدین میبدی: نیمه نخست قرن ششم هجری)
... گفته اند:
اوّل كسى كه نماز بامداد كرد آدم بود (ع). آن خواجه خاكى، آن بديع قدرت و صنيع فطرت و نسيج ارادت، چون از آسمان بزمين آمد بآخر روز بود تا روشنايى روز مي ديد، لختى آرام داشت، چون آفتاب نهان شد دل آدم، معدن اندُهان شد.
شب آمد چو من سوگوار بغم بجامه سياه و بچهره دژم
آدم هرگز شب نديده و مقاساة تاريكى و اندوه نكشيده بود، ناگاه آن ظلمت ديد كه به همه عالم برسيد، و خود غريب و رنجور و از جفت خود مهجور، در آن تاريكى كه آه كردى، گه روى فراماه كردى، گه قصد مناجات درگاه كردى.ذكر تو مرا مونس يارست بشب وز ذكر توام هيچ نياسايد لب
اصل همه غريبان آدم بود، پيشين همه غمخواران آدم، نخستين همه گريندگان آدم بود، بنياد دوستى در عالم آدم نهاد، آئين بيدارى شب، آدم نهاد، نوحه كردن از درد هجران و زاريدن به نيم شبان سنتى است كه آدم نهاد، اندران شب، گه نوحه كردى بزارى، گه بناليدى از خوارى، گه فرياد كردى، گه بزارى دوست را ياد كردى.همه شب مردمان در خواب من بيدار چون باشم غنوده هر كسى با يار من بى يار چون باشم
آخر چون نسيم سحر عاشق وار نفس بر زد و لشكر صبح كمين بر گشاد، و بانگ بر ظلمت شب زد، جبرئيل آمد ببشارت كه يا آدم صبح آمد و صلح آمد، نور آمد و سرور آمد، روشنايى آمد و آشنايى آمد، برخيز اى آدم، و اندرين حال دو ركعت نماز كن، يكى شكر گذشتن شب هجرت و فرقت را، يكى شكر دميدن صبح دولت و وصلت را! زبان حال مي گويد... وصل آمد و از بيم جدايى رستيم با دلبر خود بكام دل بنشستيم
اندهان: جِ اندوه، غم ها
مقاساة: سختی
نماز بامداد: نماز صبح
مقاساة: سختی
نماز بامداد: نماز صبح
(تفسیر كشف الأسرار و عدة الأبرار، امیرکبیر، 1371، چاپ پنجم، ج1، ص: 653 و 654)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۲۲ ساعت 22:46 توسط حسین عابدی (چاه حاج ابول)
|

در نظربازی ما بیخبران حیرانند