«کاکو سِی کن»

هي صبح شد و باز به اميد تو شُو شد

هي از چيش من اشک به ياد تو ولو شد

من لِـبدي مَـفلوک و تو بشكن بالو بنداز

شفتش نميدم از حركاتت دلم اُو شد

دل دُشتم و جز دل چي چي دشتم كه ز مردم،

يي عمر قايم كرده بودم، باز چپو شد

جِـر دادي و شِـر كردي و پيوند و پوكوندي،

اي اَرقِـه مالونديش و خودت گفتي يهو شد

گفتم يله شم تو شاچراغ تيرشه ببندم،

تا بلكه حاليم شه كه چطو شد كه ايطو شد؟!

پلكيدم و پلكيدم و افسوس ...ها بله،

تا مَشت شدي شيره ي جونم روِ رو شد

در هر كِـر و هر سوک تو رو هي جار زدم من،

يعني كه بدون تو دلم غرق اَلُو شد

من شاپركم، بچه ي فلک از به چلُـوندُم،

دل له شد و بازيچه واسي دسّ بچو شد

ديشو چغليت كرد سمندر، كاكو سي كن،

ئي بسّه، زبون از غم عشق تو قَـدُو شد

بيژن سمندر _ شيراز _ قريه سعدي _ 6 بهمن 1342

***

معنای واژگان این شعر:

* سِـي  Sey (بر وزن مي): نگاه، تماشا، سير، ريشه اين واژه از سير كردن است (سي كن: نگاه كن)

* شو Show (بر وزن نو): شب

* لبدی Lebdy (به كسر لام و سكون ب): بی بند و بار

* شفت sheft (به كسر شین_بر وزن سفت) : سخن را به درازا كشاندن، لفت دادن به لهجه تهرانی

* پوكوندی pokondy (به ضم پ و كاف): قطع كردی، پاره كردی (پوكید: قطع شد، پاره شد)

* ارقه Arghe : رند و زیرك

* مالوندیش Malondish : فسخ كردی، به هم زدی، سر و تهش رو هم آوردی

* یهو yeho : یكباره و ناگهانی

* یله شدن yaleh : رفتن (یله با همین تلفظ به معنای كج و یك ور نیز هست، یله شده، یكور شده) (یله شم: بروم)

* تیرشه tirshe (به كسر شین): تكه نازك و باریك پارچه (تیرشه بستن: همان دخیل بستن و برای مراد گرفتن پارچه به ضریح بستن میباشد)

* حالی hali : استنباط، درك ( حالیم شه: بفهمم، متوجه بشم)

* چطو chetow : (به كسر چ و ضم ط و تاكید روی واو): چطور

* پلكیدن pelkidan : (به كسر پ و فتح دال): فعالیت كردن، جنبیدن

* مَشت masht : غلیظ، سفت

* رو row : روان، جاری

* سوك suk: گوشه، سو

* الو alow : (به فتح الف و ضم لام): آتشی كه شعله ور باشد

* قدو Ghadow (با فتح قاف و ضم دال) : سوختن زیاد از حد، جزغاله