شعر شیرازی «كاكو سِی كن»
«کاکو سِی کن»
هي صبح شد و باز به اميد تو شُو شد
هي از چيش من اشک به ياد تو ولو شد
من لِـبدي مَـفلوک و تو بشكن بالو بنداز
شفتش نميدم از حركاتت دلم اُو شد
دل دُشتم و جز دل چي چي دشتم كه ز مردم،
يي عمر قايم كرده بودم، باز چپو شد
جِـر دادي و شِـر كردي و پيوند و پوكوندي،
اي اَرقِـه مالونديش و خودت گفتي يهو شد
تا بلكه حاليم شه كه چطو شد كه ايطو شد؟!
پلكيدم و پلكيدم و افسوس ...ها بله،
تا مَشت شدي شيره ي جونم روِ رو شد
در هر كِـر و هر سوک تو رو هي جار زدم من،
يعني كه بدون تو دلم غرق اَلُو شد
من شاپركم، بچه ي فلک از به چلُـوندُم،
دل له شد و بازيچه واسي دسّ بچو شد
ديشو چغليت كرد سمندر، كاكو سي كن،
ئي بسّه، زبون از غم عشق تو قَـدُو شد
بيژن سمندر _ شيراز _ قريه سعدي _ 6 بهمن 1342
***
معنای واژگان این شعر:
* سِـي Sey (بر وزن مي): نگاه، تماشا، سير، ريشه اين واژه از سير كردن است (سي كن: نگاه كن)
* شو Show (بر وزن نو): شب
* لبدی Lebdy (به كسر لام و سكون ب): بی بند و بار
* شفت sheft (به كسر شین_بر وزن سفت) : سخن را به درازا كشاندن، لفت دادن به لهجه تهرانی
* پوكوندی pokondy (به ضم پ و كاف): قطع كردی، پاره كردی (پوكید: قطع شد، پاره شد)
* ارقه Arghe : رند و زیرك
* مالوندیش Malondish : فسخ كردی، به هم زدی، سر و تهش رو هم آوردی
* یهو yeho : یكباره و ناگهانی
* یله شدن yaleh : رفتن (یله با همین تلفظ به معنای كج و یك ور نیز هست، یله شده، یكور شده) (یله شم: بروم)
* تیرشه tirshe (به كسر شین): تكه نازك و باریك پارچه (تیرشه بستن: همان دخیل بستن و برای مراد گرفتن پارچه به ضریح بستن میباشد)
* حالی hali : استنباط، درك ( حالیم شه: بفهمم، متوجه بشم)
* چطو chetow : (به كسر چ و ضم ط و تاكید روی واو): چطور
* پلكیدن pelkidan : (به كسر پ و فتح دال): فعالیت كردن، جنبیدن
* مَشت masht : غلیظ، سفت
* رو row : روان، جاری
* سوك suk: گوشه، سو
* الو alow : (به فتح الف و ضم لام): آتشی كه شعله ور باشد
* قدو Ghadow (با فتح قاف و ضم دال) : سوختن زیاد از حد، جزغاله
در نظربازی ما بیخبران حیرانند